تبلیغات
آشنای غریب - وقتی یک جرعه زیارت روزی ام می شود

آشنای غریب
 
آقا ، کمتر از آهو که نیستم...میشه ضامنم بشی؟؟؟
 
افسران - شمس الشـــموس ...
زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی؟
بی پناهم، خسته ام، تنها؛ به دادم می رسی؟

گرچه آهو نیستم، اما پر از دلتنگیم
ضامن چشمان آهوها، به دادم می رسی؟

از کبوترها که می پرسم نشانم می دهند
گنبد و گلدسته هایت را، به دادم می رسی؟

ماهی افتاده بر آبم، لبالب تشنگی
پهنه ی آبی ترین دریا، به دادم می رسی؟

ماه نورانی شبهای سیاه عمر من
ماه من، ای ماه من، آیا به دادم می رسی؟

من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام
هشتمین دردانه زهرا، به دادم می رسی؟

بازهم مشهد، مسافرها، هیاهوی حرم
یک نفر فریاد زد: آقا به دادم می رسی؟



السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)

دوستان انشاالله فردا عازم مشهدم
قابل باشم دعاگوتون هستم

التماس دعـــا





طبقه بندی: اشعار رضوی، 
برچسب ها: السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)، مسافر شهر مشهد، وقتی یک جرعه زیارت روزی ام می شود،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 بهمن 1391 توسط سرباز سید علی