تبلیغات
آشنای غریب - مرا طلای گنبد تو بی قرار می‌کند ...

آشنای غریب
 
آقا ، کمتر از آهو که نیستم...میشه ضامنم بشی؟؟؟
 


*مرا طلای گنبد تو بی قرار می‌کند*


*کسی مرا به دوش ابرها سوار می‌کند*

*خیال می‌کند که دیدن تو قسمتش شده*

*همین کسی که دارد از خودش فرار می‌کند*




طبقه بندی: اشعار رضوی، 
برچسب ها: مرا طلای گنبد تو بی قرار می‌کند، امام رضا ع، شعر،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 فروردین 1392 توسط سرباز سید علی