تبلیغات
آشنای غریب - عجیب کرده هوایت دلم مرا بطلب ...

آشنای غریب
 
آقا ، کمتر از آهو که نیستم...میشه ضامنم بشی؟؟؟
 


تو را به گنبد طلایت قسم مرا بطلب

عجیب کرده هوایت دلم مرا بطلب


تمام حجم اتاق را گریه میکنم

برای لمس نگاهت تو هم مرا بطلب


هنوز رضا رضاست، طنین ناله ی قلبم

شده پشت از غم و ناله خم مرا بطلب


حریمِ آسمانی ابری ست بی نسیم شما

دلم، به حرمت پاک حرم مرا بطلب


به دست صورتک روزها دلم ز پا افتاد

نزدیک و نزدیک تر، ای صبحدم مرا بطلب


رمیده آهوی دل سوی تو، پناهش ده

غریب آشنا، من رهگذرم مرا بطلب




طبقه بندی: اشعار رضوی، 
برچسب ها: عجیب کرده هوایت دلم مرا بطلب، تو را به گنبد طلایت قسم مرا بطلب، اینجا قطعه ای از بهشت است، اشعار رضوی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 مرداد 1392 توسط سرباز سید علی